مبینا در هفته ای که گذشت
سلام به همه دوست جونهای گلم
اول از همه به خاطر داشتن مبینا مثل همیشه خدارو هزار مرتبه شکر میکنم واز مبینام بگم که تو این هفته که گذشت چه دسته گلهایی به آب داده
اول از همه گوشواره اش رو گم کرد وما همچنان نگرانیم که نکنه خورده باشههههههههههههههه
ای واای بر من
دوم اینکه طی یک اقدام خشونت آمیز اسباب بازیش رو که یک مرغابی کوکی بود بی بال و پر کرد وما بعد از چند ساعتی متوجه شدیم که یک تکه کوچک از بال مرغابی بیچاره نیست وما هم باز همچنان نگران که نکنه خانم شکمو او رو هم خورده
راستش گوشواره رو یک کوچولو شک دارم که خورده باشه ولی این تکه اسباب بازی بد جوری نگرانم کرده به همین خاطر روانه دکتر شدیم وآقای دکتر گفت بعید میدونم تونسته باشه همچین تکه ای رو بخوره اما اگر خورده مشخص که تو مری گیر نکرده بنابراین از بقیه دستگاه گوارش رد میشه در پی پی جستجو کن
واین طوری شده که دسته گل مبینا خانم یک کار به کارهای من اضافه کرده وآن هم جست وجو در پی پی هههههههههههههههههههههههههه
و باز هم بگم که مبینا در حال دندون درآوردن ومن رو بیچارهههههههههههههههه کرده امونم رو بریده اونقدر بیقراره که هیچ چیز آرومش نمیکنه مدام در حال گریه ومالیدن گوش .به دهان بردن همه چیز به دهانش هست البته به جز دندانگیرهای بی چاره که حتی نگاهشون هم نمیکنه
این خلاصه اخبار هفته از مبینا خانم بود از واحد مرکزی خانه
الهی که من قربون اون درد وغصه هاش برم که این جور بیتابش کرده به خدا همه دنیای من دوستش دارممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
تا روزهای بعد فعلا خداحافظ


مبینا در هفته ای که گذشت
